ساماندهی سودهای نقدی سهامداران   

www.eslamibidgoli.ir

نویسنده: سعید اسلامی بیدگلی

توضیح: این یادداشت در روزنامه ایران، دوشنبه 16 دی‌ماه 1387، به چاپ رسیده است. از امیر آشتیانی که زحمت انتشار مقاله را بر عهده داشته است سپاسگزارم.

 

در یادداشت یکشنبه هفته گذشته روزنامه ایران، "مطالبات معوق سهامداران"، در مورد مشکلات سهامداران و سرمایه‌گذاران بازار سرمایه کشور در قبال دریافت سودهای نقدی حاصل از نگهداری سهام توضیحاتی ارائه کردم. در آن نوشته گفتم که دریافت سودهای نقدی بخشی از بازدهی سهام و پاداشی برای سرمایه‌گذاری افراد است و از این رو ساماندهی دریافت این سودها و عدم تضییع حق سهامداران در این مورد، از وظایف سازمان بورس و اوراق بهادار (و البته شرکت بورس) است. همچنین ذکر این نکته رفت که سودهای نقدی، حاصل فعالیت مستقیم شرکت‌ها می‌باشد و تحت تاثیر مسایل روانی بازار قرار ندارد و عوامل بنیادی است که بر مقدار آن تاثیر می‌گذارد. این خصوصیت نیز بر اهمیت ساماندهی پرداخت سودهای نقدی سهامداران توسط شرکت‌ها می‌افزاید؛ چه بازار را با ثبات بیشتری همراه می‌سازد و نقش مسایل روانی و تصمیم‌گیری‌های کوتاه مدت در بازار کمرنگ خواهد شد. (این نقش البته هیچ‌گاه از بین نخواهد رفت و مقداری از آن جزء ماهیت بازارهای سرمایه می‌باشد) با این توضیحات، در این نوشته قصد دارم راه‌کاری برای ساماندهی سودهای نقدی سهامداران از شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار ارائه دهم. بسیار بدیهی‌ست که راهکار ارائه شده نیاز به مطالعه بیشتر و ساز و کارهای اجرایی دقیق دارد تا سرمایه‌گذاران بیش از این از حق خود محروم نشوند.

. . .

ادامه مطلب را از وب‌لاگ نیمکت بخوانید.

لینک
سه‌شنبه ۱٧ دی ،۱۳۸٧ - سعید اسلامی بیدگلی

   مطالبات معوق سهامداران   

 

نویسنده: سعید اسلامی بیدگلی

 

توضیح:  اما این مقاله به سفارش دوست خوبم امیر آشتیانی نوشته شده و در روزنامه ایران (یکشنبه 8 دی‌ماه 1387) به چاپ رسیده است،  

در ادبیات اولیه مالی دو راه برای بازدهی دارایی‌ها ذکر شده است. اول،افزایش قیمت دارایی (که سود سرمایه (Capital Gain) نامیده می‌شود) و دوم دریافت سودهای نقدی و غیر نقدی حاصل از نگهداری دارایی. در مورد سهام در بورس اوراق بهادار ایران، می‌توان گفت که افزایش قیمت سهم در بازار سرمایه همان سود سرمایه است و سود تقسیمی یا سهام جایزه هم منافع حاصل از نگهداری دارایی می‌باشد. به این ترتیب بدیهی‌ست، همان‌طور که شفافیت در معاملات بازار سرمایه و منصفانه بودن قیمت‌های سهام در اطمینان بازیگران بازار و سرمایه‌گذاران اثرگذار است، شفاف بودن مقدار و شیوه تقسیم سود شرکت‌های پذیرفته شده در بازار سرمایه نیز اهمیت به‌سزایی دارد. ...

...

ادامه مطلب را در وب‌لاگ نیمکت بخوانید و نظر بدهید.

 

                                                 www.eslamibidgoli.ir 

لینک
جمعه ۱۳ دی ،۱۳۸٧ - سعید اسلامی بیدگلی

   تصمیم من درست است! پورتفوی من بهترین است!   

نویسنده: سعید اسلامی بیدگلی

توضیح1: این سومین یادداشت من درباره تورش‌های رفتاری است که به سفارش بولتن آرمان نوشتم و در شماره سوم آن که هفته پیش منتشر شد به چاپ رسید. پیش از این تورش‌های رفتاری و مشاوره سرمایه‌گذاری و در جستجوی غرور و گریز از پشیمانی در تصمیمات سرمایه‌گذاری را نوشته بودم. امروز شماره چهارم این نشریه هم منتشر خواهد شد که باز هم یادداشتی در آن خواهم داشت که به زودی روی سایت خواهم گذاشت. به دوستانم قول داده بودم که شماره سوم بولتن را روی سایت بگذارم که با همکاری حسین فرزانگان این امر میسر شد. دوستان من در بولتن خوشحال خواهند شد نظرات شما را بدانند. شماره سوم بولتن آرمان را از این‌جا داونلود کنید.

و اما یادداشت این هفته درباره یک تورش رفتاری دیگر:

 در ادامه معرفی تورش‌های رفتاری که بر تصمیمات سرمایه‌گذاری اثرگذار است، امروز راجع به یک تورش آشنا خواهم نوشت که در تمام تصمیمات اقتصادی اثرگذار است و یکی از علت‌های تاخیر در تصمیم‌گیری‌هاست.

معمولا در مواجهه با گزینه‌های جدید ترجیح می‌دهیم که آن‌چه داریم و شرایطی که در آن هستیم تغییر نکند: همان مارک قبلی برای لوازم، همان شرح شغل قبلی و ... این تورش در تصمیم‌گیری‌های سخت که ممکن است اثرگذاری بیشتری بر وضعیت فعلی داشته باشند پررنگ‌تر است. این رفتار را می‌توان در سه حالت مختلف دید که متخصصان مالی رفتاری این سه حالت را به‌طور جداگانه بررسی می‌کنند:

...

ادامه یادداشت را از وبلاگ نیمکت بخوانید.

لینک
دوشنبه ۱٥ مهر ،۱۳۸٧ - سعید اسلامی بیدگلی

   در جستجوی غرور و گریز از پشیمانی در تصمیمات سرمایه‌گذاری   

(Seeking Pride and Avoiding Regret in Investment Decisions)

 

نویسنده: سعید اسلامی بیدگلی

 

 

 

توضیح: همان‌طور که در یادداشت هفته گذشته (تورش‌های رفتاری و تصمیمات سرمایه‌گذاری) اشاره کردم، به توصیه دوستانم که مشغول انتشار یک بولتن هفتگی هستند، یک سری یادداشت در مالی رفتاری برایشان می‌نویسم. این هفته قرار بوده که پیش‌شماره دوم بولتن آرمان منتشر شود. مهندس حسین فرزانگان قول داده که فایل pdf بولتن را در اختیار من قرار دهد تا من در پی‌نوشت همین یادداشت بگذارم.

 

و اما یادداشت این هفته:

 

هفته گذشته راجع به تورش‌های رفتاری به طور عام و اعتماد بیش از حد (Overconfidence) به‌طور خاص صحبت کردم. اما تنها این تورش نیست که تصمیمات مالی و سرمایه‌گذاری را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد. در این یادداشت راجع به یکی دیگر از تورش‌های رفتاری که سرمایه‌گذاران (و مدیران سرمایه‌گذاری) را تحت تاثیر قرار می‌دهد خواهم نوشت. نکته جالب در مورد تورش مورد بحث این هفته این است که شرکت‌های سرمایه‌گذاری در ایران به شدت تحت تاثیر این مسئله هستند.

انسان‌ها از انجام کاری که برای آن‌ها پشیمانی و ناراحتی[1] به همراه داشته باشد پرهیز می‌کنند و علاقه دارند که کارهایی انجام دهند که احساس غرور[2] بیاورد. پشیمانی احساس ناخوشایندی است که پس از انجام اعمالی به انسان دست می‌دهد که نتیجه مطلوب نداشه است. بر عکس حس غرور و رضایت زمانی به انسان دست می‌دهد که کاری که در گذشته انجام داده، به نتیجه مطلوبی رسیده باشد. البته باید توجه داشت که نتیجه انجام ندادن عملی که قابل انجام بوده است نیز ممکن است همین احساس را به انسان منتقل کند. متخصصان مالی رفتاری این دو (نتیجه حال انسان از انجام دادن و انجام ندادن عملی) را از هم جدا می‌کنند.

همین احساس (گریز از پشیمانی و جستجوی غرور) باعث می‌شود که تمایل نداشته باشیم که سهامی که هم‌اکنون در ناحیه زیان قرار دارد را بفروشیم. . .

. . .

ادامه مطلب را از وبلاگ نیمکت بخوانید.



[1] . Regret

[2] . Pride

لینک
دوشنبه ۸ مهر ،۱۳۸٧ - سعید اسلامی بیدگلی

   تورش‌های رفتاری و مشاوره سرمایه‌گذاری   

نویسنده: سعید اسلامی بیدگلی               www.eslamibidgoli.ir

 

توضیح : دوستان من مشغول انتشار یک بولتن هفتگی با عنوان "آرمان" هستند که در مورد بورس و اوراق بهادار تهران خواهد بود و فعلا در مرحله انتشار آزمایشی (به صورت پیش شماره) است و در حقیقت اولین شماره آن امروز منتشر  می‌شود. قرار است این بولتن یک بخش آموزشی هم داشته باشد. مهندس حسین فرزانگان (که ار قضا پسر عمه بنده هم هست) از من خواست که مطالبی برای این نشریه بنویسم. من هم برای شماره اول درمورد تورش‌های رفتاری به طور عام و تورش اعتماد بیش از حد (Overconfidence) به‌طور خاص نوشتم که در زیر خواهید خواند.

و اما یادداشت:

موضوع این‌که سهامداران کاملا عاقلانه رفتار نمی‌کنند و مسایل روانشناختی روی تصمیم‌گیری‌های آن‌ها اثر‌گذار است بر همه آشکار شده است و مباحث مالی رفتاری این‌روزها روی شناخت این تورش‌ها (و نه وجود یا عدم وجودشان)، اندازه‌گیری میزان تورش‌های رفتاری و اثر جمعی آن (یا ناکارآیی‌های بازار) متمرکز شده‌اند.

خوب، این مقدمه را نوشتم برای این‌که بگویم که سرمایه‌گذاران باید این تورش‌ها را بشناسند و مطابق با شناختی که از خود دارند اقدام به معامله کنند در غیر این‌صورت بازدهی مطلوب (یا به اصطلاح علمی، بازدهی تعدیل شده با ریسک) به دست نمی‌آورند. در این‌ یادداشت یکی از معروفترین تورش‌های رفتاری به عنوان نمونه معرفی شده است. این تورش خصوصیت جالبی دارد و آن این‌ است که در افراد مطلع و با دانش، بیشتر یافت می‌شود و منجر می‌شود که بازدهی این افراد در معاملات پایین بیاید. همچنین در آقایان هم بیشتر از خانم‌هاست. این تورش اعتماد بیش از حد (Overconfidence) نام دارد.

اعتماد بیش از حد باعث می‌شود که انسان دانش و مهارت خود را بیش از آن‌چه هست، تخمین بزند و ریسک را کمتر از آن‌چه هست. این تورش رفتاری همچنین باعث می‌شود که احساس کنیم روی مسایل کنترل داریم؛ درحالی‌که ممکن است در واقع این‌گونه نباشد.

حالا دو سوال اساسی پیش رو داریم. اول این‌که آیا ما نیز دچار این تورش روانشناختی هستیم یا نه؟ و دوم این‌که این تورش چه تاثیری در تصمیم‌گیری‌های مالی و سرمایه‌‌گذاری دارد؟

پاسخ به سوال اول چندان مشکل نیست. عموما همه انسان‌ها دچار چنین تورشی هستند. برای مثال اگر از افراد بپرسید که "رانندگی شما در مقایسه با سایرین بهتر از میانگین است یا بدتر از آن؟" بیشتر افراد پاسخ خواهند داد که "مسلما بهتر است". در حالی‌که اگر مردم بدون تورش به این سوال پاسخ دهند باید نیمی از آن‌ها بهتر از میانگین باشند و نیم دیگر بدتر. راستی شما چه پاسخی به این سوال دادید؟ حتما دست‌فرمان شما هم از سایرین بهتر است. تست‌های بسیاری برای آزمون این تورش رفتاری وجود دارد. نکته قابل توجه این است که هرچه دانش و مهارت فرد در حوزه‌ای بیشتر باشد، اعتماد فرد به دانش خود نیز بیشتر خواهد شد. درست از همین ‌روست که تحلیل‌های اقتصادی برخی از اقتصاددانان بسیار دورتر از واقعیت است تا تحلیل‌های برخی مردم عادی. آن‌ها با اطمینان از اشتباه خود سخن می‌گویند و شکی در گفته‌های خود ندارند. این از خصوصیات مهم این تورش رفتاری است و به همین دلیل گفته می‌شود که اعتماد بیش از حد آموختنی است و به خودی خود در افراد وجود ندارد.

نکته دیگر درمورد این تورش این است که مردان بیش از زنان به خود اعتماد بیش از حد دارند و تازه اعتماد مردان مجرد به خودشان از مردان متاهل هم بیشتر است و این شاید به دلیل وجود یک زن درکنار مردان متاهل باشد.

 اولین اثر اعتماد بیش از حد در سرمایه‌گذاران این است که این افراد بیشتر معامله می‌کنند. معامله زیاد به‌خودی خود بد نیست و اگر توانایی در تحلیل بتواند هزینه‌های معاملاتی را پوشش دهد مشکلی ایجاد نمی‌کند. باربر و اودین (Barber & Odean (2000)) طی مطالعاتشان به این نتیجه رسیدند که معامله بیشتر منجر به بازدهی سالانه کمتر می‌شود و این به این علت است که هزینه‌های معاملاتی سیاست خرید و نگهداری (Buy & Hold Strategy) کمتر از منفعتی است که نوسان‌گیری حاصل می‌شود. توجه کنید که این مربوط به تک تک سرمایه‌گذاران نیست بلکه میانگینی از گروه‌های مختلف سرمایه‌گذاران است.

اثر دیگر اعتماد بیش از حد تخمین کمتر ریسک است. در این‌جا مجال نیست که تحقیقات متنوع این حوزه را بشکافم اما پورتفوی افرادی که دارای اعتماد به نفس بیشتر هستند، ریسکی‌تر از سایرین است و در نتیجه بازده تعدیل شده با ریسک کمتری دارند.

در این نوشتار مختصری درباره یکی از تورش‌های رفتاری که افراد به آن مبتلا هستند صحبت شد. از این تورش‌ها کم نیست و حتی بسیاری از این تورش‌ها منجر به رفتارهای متناقض در یک فرد می‌شوند. مسئله اساسی این‌جاست که شرکت‌های مشاوره سرمایه‌گذاری باید میزان این تورش‌ها و حد ریسک‌پذیری افراد را تعیین کند و مشاوره خود را بر این اساس انجام دهند و یا این‌که سبدهای مختلف سرمایه‌گذاری بر اساس درجات مختلف ریسک‌پذیری تشکیل دهند و به مشتریان ارائه دهند. به این ترتیب جذب سرمایه آسان‌تر و البته کارآتر خواهد بود.

لینک
یکشنبه ٢٤ شهریور ،۱۳۸٧ - سعید اسلامی بیدگلی

   مدلی برای فراواکنشی (Overreaction) در بازارهای مالی   

نویسنده: سعید اسلامی بیدگلی (www.eslamibidgoli.ir)

 

بیست و ششمین کنفرانس بین‌المللی انجمن پویایی‌های سیستم (System Dynamics Society) از 20  تا 24 ژولای (30 تیر تا سوم مرداد) سال جاری در کشور یونان برگزار شد. من به همراه دکتر حسن قالیباف اصل و مونا حاجی‌علی اصغر مقاله‌ای تحت عنوان مدلی برای فراواکنشی به شوک‌های EPS در بازارهای مالی (A Model for Overreaction to EPS Shocks in the Stock Markets) نوشته بودیم که در این کنفرانس پذیرفته شده بود.

فراواکنشی (که واکنش بیش از حد هم ترجمه شده است)‌ از نتایج ناکارآیی بازارهای مالی است (برای درک بیشتر موضوعات و چالش‌های مالی رفتاری در مقابل فرضیه کارآیی بازار مقاله از مالی استاندارد تا مالی عصبی را مطالعه بفرمایید.) تحقیقات متعددی روی این موضوع انجام شده است اما در کمتر مقاله‌ای مدلی برای شناسایی سازو کار این پدیده معرفی شده بود. ما در این مقاله فرض کردیم که مجموع تقاضای بازار برای هر سهم، متشکل از تقاضای بنیادی و تقاضای رفتاری برای آن سهم است.

. . .

ادامه مطلب و اصل را از وب‌لاگ نیمکت بخوانید. 

لینک
یکشنبه ٢٠ امرداد ،۱۳۸٧ - سعید اسلامی بیدگلی

   پذيرش دكتري مالی در دانشگاه‌هاي شهيد بهشتي و علامه طباطبايي   

نويسنده: سعيد اسلامي بيدگلي www.eslamibidgoli.ir 

 

چنديست كه تعدادي از دوستان خوبم از طريق پست الكترونيكي يا تلفني و يا حضوري راجع به خواندن دكتري مالي در ايران از من سوال مي‌كنند. چون به هر حال معتقدم كه با همه ضعف‌هايي كه دوره دكتري در ايران دارد، خواندنش از نخواندنش بهتر است، ابتدا اعلام مي‌كنم كه دانشگاه‌هاي شهيد بهشتي و علامه طباطبايي براي سال تحصيلي آينده در دوره دكتري رشته مديريت مالي دانشجو خواهند پذيرفت. لازم به ذكر است كه اين اولين بار است كه دانشگاه علامه طباطبايي در رشته مديريت مالي دانشجو مي‌گيرد و همين اولين بار هم از مقطع دكتري شروع كرده است!!

براي دريافت اطلاعات در مورد دوره‌هاي دكتري شهيد بهشتي اين‌جا و علامه طباطبايي اين‌جا را كليك كنيد.

اما در مورد بحث بالا،‌ دوست دارم نظر دوستانم را راجع به دوره‌هاي دكتري و ضعف‌هاي آن بدانم تا يادداشتي مفصل راجع به آن بپردازم؛ اما معتقدم اگر كسي فرصت تحصيل در دانشگاه‌هاي تراز اول جهاني را دارد، بهتر است وقت خود را در دانشگاه‌هاي ايران هدر ندهد. در رشته‌هاي مديريت و حسابداري، جداي از امكانات و استاد و ... مشكل اساسي دوره دكتري در ايران اين است كه دانشگاه دانشجو را به حال خود وامي‌گذارد و دانشجو هم معمولا خود را در محيط كار رها مي‌كند و اين‌گونه مي‌شود كه گاهي اوقات دوره دكتري 7 ساله مي‌شود!!! اما فراموش نكنيم كه در همين محيط هم دانشجويان موفقي هستند كه جداً از خيلي از فارغ‌التحصيلان دانشگاه‌هاي خوب دنيا كمتر كه نيستند هيچ، بهتر هم هستند. در حقيقت همه چيز به خود دانشجو مربوط مي‌شود و البته براي موفقيت علمي، مسير مشكلتري پيش روي دانشجوياني است كه در دانشگاه‌هاي ايران دكتري مي‌خوانند.

لینک
دوشنبه ۸ بهمن ،۱۳۸٦ - سعید اسلامی بیدگلی

   سخنرانی رویدادپژوهی (Event Study) در تحقیقات مالی   

زمان: یکشنبه 23 دی ساعت 13:15

مکان: دانشگاه امام صادق

قرار است سعید اسلامی بیدگلی دانشجوی دوره دکتری فاینانس روز یکشنبه بیست و سوم دی‌ماه ساعت 13:15 در مورد رویدادپژوهی در تحقیقات مالی صحبت کنند. در این سخنرانی که در دانشگاه امام صادق برگزار خواهد شد، مباحثی همچون کارآیی بازار، شیوه‌های آزمون کارآیی و به‌خصوص روش رویدادپژوهی مورد بحث قرار خواهد گرفت و پس از آن مقاله معروف The Adjustment of Stock Prices to New Information مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت. این مقاله نوشته چهار اندیشمند بزرگ دانش مدیریت مالی (فاما، فیشر، جنسن و رول) است و یکی از مقالات مهم تاریخ فاینانس محسوب می‌شود.

علاقه‌مندان به حضور در این برنامه حداکثر تا یکشنبه صبح ساعت 8 با سعید اسلامی بیدگلی تماس بگیرند. ضمنا لازم به ذکر است که چون سمینار در دانشگاه امام صادق برگزار می‌شود، فقط آقایان می‌توانند در جلسه شرکت کنند. قرار بر این شده که یکشنبه در جلسه‌ای خصوصی‌تر با تعدادی از دانشجویان کارشناسی ارشد در دانشگاه تهران و با حضور سعید اسلامی بیدگلی هم راجع به همین موضوع بحثی داشته باشند. دوستان می‌توانند با اطلاع در آن جلسه هم شرکت کنند.

توضيح 1: مقاله فاما و ديگران را از اين‌جا داونلود کنيد.

 

توضیح 2: اسلایدها را هفته آینده روی سایت خواهم گذاشت.

توضیح 3: برای اطلاع از طریق ایمیل یاهوی سخنران (saeedsb@yahoo.com) اقدام کنید و شماره تماس هم در ایمیلتان بگذارید تا با داشگاه هماهنگ شود.

 سخنران: سعید اسلامی بیدگلی

لینک
پنجشنبه ٢٠ دی ،۱۳۸٦ - سعید اسلامی بیدگلی

   ملاحظاتی درباره ارزش در معرض خطر (VaR) و کاربردهای آن   

 نویسنده: سعید اسلامی بیدگلی    www.eslamibidgoli.ir

(یاددا‌شت ششم ریاضیات مالی)

 در يادداشت ریاضیات مالی گذشته (شماره ۵) راجع به مفهوم ريسك از نگاه رياضيات مالي صحبت كردم. همچنين مي‌دانيد كه شاخص‌هاي گذشته هرگونه تغييري نسبت به بازدهي (يا درآمد) انتظاري را به عنوان ريسك قلمداد مي‌كردند. شاخص‌هاي جديدتر تنها نوسانات نامطلوب را به عنوان ريسك در نظر مي‌گيرند. برخي شاخص‌ها به دنبال سنجش نوسانات نامطلوب هم نيستند، بلكه مي‌سنجند كه در بدترين شرايط (يا لا‌اقل در شرايط بد) چقدر در معرض خطر و يا زيان هستند. يكي از شاخص‌هاي مدرن ارزيابي ریسك شاخص ‌ VaR[1] يا همان ارزش در معرض خطر است.

به طور خلاصه ارزش در معرض خطر (VaR) يک معيار آماري است که حداکثر زيان مورد انتظار از نگهداري يک دارايي يا پرتفوي را در دوره زماني معين و با احتمال مشخص (سطح اطمينان معلوم) محاسبه و به صورت کمي گزارش مي‌کند. براي مثال وقتي مي‌گوييم ارزش در معرض خطر روزانه يک پورتفوي يا دارايي در سطح اطمينان 99% معادل 10 ميليون ريال است، يعني به‌طور متوسط[2] زيان ناشي از کاهش ارزش بازار دارايي، بيش از يک روز از 100 روزکاري بيشتر از 10 ميليون ريال نخواهد بود. همين‌جا روي چند نکته ساده تاکيد مي‌کنم که:

. . .

 

 فایل pdf مقاله را از این‌جا داونلود کنید و لطفا نظر بدهید.

 

توضیح 1: این مقاله در شماره 40 نشریه الکترونیکی متسا به چاپ رسیده است.

توضیح2: دوست خوبم محمد اقبال‌نیا و استاد ارجمندم دکتر فدایی نژاد نیز در دو یاددا‌شت در روزهای شنبه هشتم و یکشنبه نهم اردیبهشت ماه درمورد مدیریت ریسک از طریق ارزش در معرض خطر در روزنامه سرمایه نوشته‌اند که می‌تواند بسیار مفید باشد.

 



[1] . Value at Risk

[2] . این مفهوم "متوسط" یک مفهوم کلیدی است.

لینک
سه‌شنبه ٢٧ آذر ،۱۳۸٦ - سعید اسلامی بیدگلی

   استراتژي شرکت و تصميم بودجه ريزي سرمايه‌اي   

ترجمه: مصطفي عظيمي (دانشجوي كارشناسي ارشد مديريت مالي)

توضيحات:

1. اين مقاله ترجمة مقالة Corporate Strategy and the Capital Budgeting Decision اثر Alan C. Shapiro مي‌باشد.

2. اين ترجمه را سايت اطلاع رسانی بازار سرمایه ایران نيز منتشر نموده است. براي مشاهده اينجا را كليك كنيد.

مقدمه        

دهه 1983-1974 از بدترين دوره هاي اقتصادي در ايالات متحده بود به طوري که در اين دهه ايالات متحده کاملاً در رکود قرار داشت، جالب اينجاست که در اين دوران 13 شرکت بزرگ آمريکايي که ستاره هاي پول سازي بودند بالاترين بازدهي دوران حيات خود را کسب کردند و به طور ميانگين حداقل بازدهي ROE برابر 20% را داشتند. وضعيت ايالات متحده در اين دهه به گونه اي بود که اگر در ابتداي سال 1974 يک دلار سرمايه گذاري مي کردي، در پايان 1984 به 19/6 دلار مي رسيد.

      هيچ کدام از اين شرکتها در اين دهه بازدهي کمتر از 15% را نداشتند. بهترين اين شرکتها، شرکت American Home Production بود که در اين مدت بازدهي بالغ بر 5/29% کسب کرد و در طول 30 سال نيز بازدهي آن از 20% کمتر نبود.

      حال سوال اين است که اين نوع شرکتها چه شرکتهايي بودند؟ آيا از نوع شرکتهاي High Tech بودند و يا اينکه شرکتهاي خوشبخت نفتي بودند؟ خير اين شرکتها معمولاً محصولات کاملاً ‌کم ارزش را توليد مي کردند. به غير از IBM و دو شرکت دارويي بقيه شرکتها، شرکتهاي توليد محصولات کم ارزش بودند. به عنوان مثال IBM هم با بازدهي 5/20% در رده يازدهم در بين اين سيزده شرکت بوده و حتي از شرکتهاي فلزي و شيميايي هم بازدهي کمتري را داشت.

      توانايي قابل توجه اين شرکتها در به دست آوردن اين بازدهي چيزي بيشتر از شانس يا خبرگي در تجزيه وتحليل مالي بود. اين شرکتها به دنبال کسب NPV مثبت و نرخ بازدهي بيشتر از نرخ بازده مورد توقع بودند. بنابراين در بسياري از بودجه بندي هاي سرمايه اي مبنا تخمين و تنزيل جريان نقدي آينده است.

      انتخاب پروژه ها با NPV مثبت برابر انتخاب اوراق بهادار زير ارزش و کمتر از ارزش واقعي در تحليل فاندامنتال مي باشد.

      رويکردي که اين مقاله دارد مطالعه شرکتها و صنعتهاي مختلف است تا استراتژي هاي سرمايه گذاري با ارزشي بوجود آيند.

رديف

نام شرکت

متوسط ROE در بازه 1983-1974

1

American home production

%5/29

2

Dow Jones

%3/26

3

Mitchell Energy

%26

4

Smith Kline Beckman

%4/25

5

Kellogg

%8/24

6

Deluxe Chack Printers

%1/24

7

Worthington Industries

%9/23

8

May day

%1/23

9

Merck

%9/21

10

Nalco Chemical

%5/21

11

IBM

%5/20

12

Dover

%3/20

13

Coca-Cola

%3/20

       بازارهاي رقابتي و بازده بيش از حد:

      بازار رقابتي بازاري است که ورود و خروج به آن بدون هزينه بوده و بهاي تمام شده محصولات در حال افزايش مي باشد. قيمت محصولات برابر بهاي تمام شده آنها مي باشد. در بازارهاي رقابتي وقتي قيمت با ميانگين هزينه برابر باشد به تعادل در بلند مدت مي رسيم و در اين زمان مجموع درآمدها با هزينه ها برابر است.

      در صنعت رقابتي در بلند مدت بازده واقعي با بازده مورد انتظار برابر است.

      وجود بازده اضافي سبب مي شود رغبت شرکتها براي ورود به بازار زياد مي شود. اين ظرفيت اضافي باعث مي شود سهم بازار منجر به کاهش ارزش صنعت و کاهش بازده براي همه شرکتها مي گردد.

      اين ورود اضافه باعث حذف تعدادي از شرکتها از اين گردونه مي گردد شرکتهايي که مي خواهند از اين گردونه بيرون نروند و به حيات خود ادامه دهند نيز بايد دنبال پروژه ها با NPV مثبت باشند اين فرايندها باعث مي شود که فرايند توليد با هزينه کم و از طرف ديگر ارزش افزوده براي محصول بدست مي آيد از طرف ديگر مزيت ديگر اين است که شرکت مي تواند تنوع به محصول خدمات و يا افزايش کيفيت دهد.

      با استفاده از مزيت هايي که شمرده شد مي توان موانعي را بر رقباي بالقوه ايجاد کرد.

       موانع ورود ؛ پروژه ها با NPV مثبت

      توانايي در دلسرد کردن وروديهاي جديد به بازار رقابتي بوسيله ايجاد موانعي در مقابل آنها، مي تواند به عنوان کليدي براي كسب نرخ بازدهي مناسب باشد، نرخ بازدهي که از هزينه سرمايه فراتر رود. اگر اين موانع وجود نداشته باشند رقبا به راحتي وارد بازار شده و نرخ بازده را تا بازده مورد توقع پايين مي آورند به عبارت ديگر ايجاد موانع محکم و قوي ريسک ورود آنها را کاهش مي دهد.

      سرمايه گذاريهاي موفق (با NPV مثبت) داراي ويژگي مشترکي هستند: سرمايه گذاري با مزيت رقابتي خلاقانه، اختصاصي به طوري که براي رقبا به عنوان مانع شناخته مي شود.

      اگر فهم واضحي از موانع بالقوه داشته باشيم مي توانيم فرصتهاي سرمايه گذاري با ارزش را شناسايي نمائيم. در اين قسمت به پنج منبعي که باعث بوجود آمدن مانع مي شوند، اشاره مي گردد.

      1) صرفه جويي به مقياس

      2) تمايز در محصولات

      3) هزينه ها

      4) شبکه هاي توزيع

      5) سياستگذاريهاي دولت

      در ادامه با توضيح بيشتر در مورد اين موانع راهکارهاي لازم نيز ارائه مي گردد:

       صرفه جويي به مقياس[1]

      صرفه جويي به مقياس عبارت است از افزايش در مقدار توليد،‌بازاريابي يا توزيع که باعث کاهش نسبي در هزينه ها مي گردد صرفه جويي به مقياس باعث مي گردد کساني که تازه وارد صنعتي شده اند با هزينه زياد محصولات مواجه و عملاً نتوانند ادامه حيات دهند. صرفه جويي به مقياس در بازاريابي، خدمات، تحقيقات و توليد نمود پيدا مي كند.

      براي اينکه بتوان از صرفه جويي به مقياس استفاده کرد مي بايستي در ابتداي امر سرمايه گذاري عمده اي در زمين، تجهيزات، ماشين آلات، R&D و.... صورت پذيرد. اين سرمايه اوليه خود مانعي براي ورود مي باشد و هرچه بيشتر باشد مانع ورود رقبا مي گردد. هرچه با صرفه جوئي به مقياس سهم بيشتري از بازار در دسترس باشد هزينه تبليغات کمتري بايد پرداخته شود و اين کارآيي هزينه باعث بالا رفتن بازدهي مي گردد.

درس اول

سرمايه گذاريهايي که به طور کامل سازماندهي شده اند تا از صرفه به مقياس استفاده کنند از بقيه موفق تر مي باشند.

       تمايز محصولات[2]

 

      بعضي شرکتها مثل کوکاکولا با توسعه تبليغات و استفاده از مهارتهاي بازاريابي توسعه يافته اند و سعي در متمايز کردن محصولات خود از بقيه دارند.

      کارخانه هاي دارويي نيز به خاطر ماهيتي که دارند و همچنين به خاطر توليد محصولات جديد و منحصر به فرد بازدهي بالايي دارند. داشتن مراکز R&D قوي و همگامي با تکنولوژي دو عامل بسيار مهم در بالا بودن بازدهي اين نوع شرکتهاست. البته مي بايستي فعاليتهاي مراکز تحقيقاتي با بازار ارتباط تنگاتنگي داشته باشد و بدنبال نياز مشتري باشند. به عبارت ديگر مي بايستي ارتباط تنگاتنگي بين مدير بازرگاني و مدير تکنولوژي وجود داشته باشد.

      تمايز فقط نبايد در محصولات باشد و بلکه مي تواند در خدمات هم باشد به طوريکه IBM با متفاوت کردن خدمات خود به کامپيوترهاي شخصي، 75% سهم بازار در دست گرفت. مثال ديگر در مورد شرکت Delux Check Printer است که با کيفيت بالا و مورد اطمينان بودن باعث شده بود 95% از سفارشات را در کمتر از دو روز انجام دهد.

درس دوم

سرمايه گذاريهايي که براي ساختن موقعيتهاي خوب طراحي مي شوند با تفاوت در کيفيت و يا خدمت سودآورتر مي باشند.

موانع هزينه اي[3]

 

      شرکتهاي پابرجا به خاطر مزيت هاي هزينه اي که دارند (به غير از صرفه جويي به مقياس) از تيررس رقباي بالقوه در امان مي باشند. اگر از تجربه و خبرگي به طرز صحيحي استفاده گردد منجر به کاهش هزينه هاي توليد مي گردد زيرا از زمين، سرمايه و ... استفاده کاراتري صورت مي پذيرد. از طرف ديگر استفاده از روشهاي جديد توليد و يا استفاده از مواد اوليه ارزان قيمت نيز مي تواند اين مزيت رقابتي را ايجاد کند.

      اين کاهش هزينه به عنوان مانع براي شرکتهاي جديد مي باشد زيرا آنها با عدم تجربه قبلي با بهاي تمام شده زيادي براي واحدهاي خود مواجه مي باشند. تکنولوژي اختصاصي و کنترل انحصاري مواد کم هزينه به عنوان مزيت رقابتي در اين مورد شناخته مي شوند. به عنوان مثال شركت Aramco (شرکت نفتي آمريکايي- عربي) براي ساليان متمادي از اين استراتژي استفاده از مواد کم هزينه سود برد.

درس سوم

سرمايه گذاريها بايد با اين هدف باشد که کمترين هزينه ممکن را در برداشته باشد و سهم عمده بازار را به دست بگيرد. اين راه موفقيت است مخصوصاً اگر کاهش هزينه منحصر به فرد باشد.

 

دسترسي به شبکه هاي توزيع[4]

 

      بدست آوردن شبکه مناسب توزيع براي فروش محصولات يکي از موانع اصلي براي کساني است که تازه وارد صنعتي شده اند و مي بايستي به هر نحو ممکن بر آن غلبه کنند. شرکت Avon از طريق 90،000 نماينده مستقل که در سرتاسر جهان مي باشند کار بازاريابي و فروش محصولات را انجام مي دهد اين کار باعث شده تا بسياري از هزينه هاي تبليغاتي کاهش يابد. وجود اين نماينده ها در سرتاسر جهان باعث شده اند تا بقيه شرکتها نتوانند به راحتي وارد اين صنعت شوند و حاشيه سود اين شرکت را بالا برده است.

      نبود بازار مناسب در آمريکا عمده دليل براي عدم ورود شرکتهاي دارويي ژاپني به اين کشور مي باشد زيرا ورود به چنين بازاري در آمريکا نياز به يک مهارت سياسي قوي داشته و فرآيند قانوني خاصي را دارد. شرکتهاي دارويي ژاپني در اين زمينه تلاش بسيار زيادي کردند تا ارتباط خود با مشتري را حفظ کنند. آنها براي غلبه بر اين مانع با شرکتهاي آمريکايي مشارکت خاص joint venture  داشته به اين صورت که ژاپني ها عرضه کننده و آمريکايي ها توزيع کننده بودند.

درس چهارم

سرمايه گذاريهايي که به دنبال بهترين شبکه توزيع مي باشند معمولاً سودآورترين هستند.

       سياست گذاري دولت[5]

 

      قوانين دولتي مي توانند رقباي تازه وارد را بسيار محدود و يا از آنها سلب توفيق کنند. سياستهاي دولت شامل ايجاد محدوديت، کنترل هاي محيطي و اجازه نامه ها مي باشد. به عنوان مثال محدوديت ورود خودروهاي ژاپني باعث شد بازدهي کارخانه هاي خودروئي آمريکا افزايش يابد و يا کمبود مجوز تاکسي باعث بالا رفتن نرخ کرايه ها در نيويورک شده بود. تغيير در سياست گذاريهاي دولتي مي تواند در ارزش سرمايه گذاريهاي حال و آينده اثر دو چندان داشته باشد.

درس پنجم

سرمايه گذاري در پروژه هايي که بوسيله قوانين دولتي از رقابت محافظت شده اند سود قابل توجهي دارد.

 

       استراتژي هاي سرمايه گذاري و بازده مالي: چند مدرک

      William K.Hall مطالعاتي را در مورد 8 صنعت داخلي آمريکا و استراتژي هاي شرکتهاي آنها انجام داد، دوره مطالعه وي بازه زماني 1979-1975 بود. يعني دقيقاً دوره زماني که اقتصاد کمترين رشد و بيشترين تورم را داشت اين زمان به گونه اي بود که شرکتها با افزايش شديد هزينه ها مواجه بودند.

      از طرف ديگر قانون اين شرکتها را مجبور کرده بود براي دريافت گواهي هاي استاندارد محصول و... سرمايه گذاريهاي کلاني را انجام دهند.

      علاوه بر مطالب فوق رقابت در اين صنايع نيز در عرصه بين المللي روز به روز بيشتر مي شد به گونه اي که در برخي صنايع کل بازار از دست آمريکا رفت و در برخي ديگر قسمتي از بازار برخي شرکتها ورشکست شدند و برخي با بحرانهاي عظيم مالي مواجه شدند.

      البته اين قسمتي از داستان است. در طرف ديگر شرکتهايي در اين صنعت ها بودند که توانستند با اتخاذ موقعيت هايي در بازار ادامه حيات داده و سهم بازار را بدست آوردند. دو استراتژي عمده که اين شرکتها اتخاذ مي کردند به قرار زير است.

·        در حين حفظ کيفيت در محصولات و خدمات، هزينه هاي توليد به طور قابل ملاحظه اي کاهش يابد.

·        با استفاده از ساختار هزينه مناسب، موقعيت متمايزي در صنعت از لحاظ محصولات و يا خدمات کسب کنند.

      برخي از شرکتها از يک استراتژي فوق و برخي ديگر از دو استراتژي توأمان استفاده کردند.

       استراتژي شرکت و سرمايه گذاري خارجي

      بسياري از شرکتهايي که در اين مقاله مورد بررسي واقع شده بودند شرکتهاي چند مليتي (MNCs) بودند و اين شرکتها به خاطر نوع فعاليتشان چاره اي نداشتند جز اينکه چند مليتي به فعاليت خود ادامه دهند.

      معمولاً فعاليتهاي بين المللي سودآوري بيشتري دارد و براي بسياري از شرکتها ادامه حيات در داخل کشورشان بستگي به موفقيت در قراردادهاي خارجي دارد براي اطمينان از اين موقعيت، اين شرکتها مي بايستي استراتژي هاي جهاني خود را توسعه داده تا توانايي رقابت با داخل و خارج کشور را داشته باشند. البته شرکتهايي که به دنبال اجرايي کردن استراتژي هاي فوق هستند نيز گاهاً به سمت فرامليتي شدن مي روند به عنوان مثال با بدست آوردن مواد اوليه در خارج از کشور مي توان سياست کاهش هزينه را دنبال کرد.

      و يا شرکتي مثل Ericson به خاطر دارابودن مرکز تحقيق و توسعه بسيار قوي و ديگر اينکه بازار داخلي بسيار کوچک بوده و توانايي و کشش لازم را ندارد به ناچار به سمت بازارهاي جهاني مي رود.

 

       خلاصه و نتيجه گيري:

      همانطور که مشاهده کرديم نرخ بازده در صنايع رقابتي تا بازده مورد انتظار کاهش مي يابد و در صورتي که بازدهي بيش از حد وجود داشته باشد، اين بازدهي اضافي توسط رقباي جديدالورود به سرعت جذب مي شود تا باز به همان سطح تعادل بازدهي برسيم به همين دليل پيدا کردن پروژه هايي با NPV مثبت در اين صنايع کار مشکلي است.

      کليد موفقيت و بدست آوردن NPV مثبت اين است که موانعي براي رقبا بوجود آوريم که شامل دفاع در برابر پتانسيل رقبا و يا يافتن موقعيتهايي در صنعت است که رقيب در آن موقعيت ضعيف است.

      به طور کلي شرکتها دو گزينه براي مزيت رقابتي خود دارند:

      1) جستجو براي يافتن هزينه کمتر نسبت به رقبا

      2) متفاوت کردن محصولات از بقيه با بالابردن کيفيت و خدمات

      هرکدام از دو استراتژي فوق تصميمات سرمايه گذاري خاص خود را مي طلبد. اگر بدنبال کاهش هزينه مي باشيم با استفاده از تجربيات قبلي در توليد بايد به اين مهم برسيم و اگر به دنبال متفاوت کردن هستيم بر روي R&D ، تبليغات، کنترل کيفيت، خدمات مشتري ، شبکه توزيع و... بايد متمرکز شويم.

      علي رغم فهمي که از موضوع داريم، به سختي مي توان با استفاده از قوانين خاص استراتژي هاي سرمايه گذاري سودآورتر تدوين کرد.

      بدون توجه به موقعيتهاي خاص از شرکتهاي موفق مي توان درسهاي زير را آموخت:

      1) در پروژه هايي سرمايه گذاري کن که مزيت رقابتي داشته باشد و سعي کن يک پروژه و آن هم در حد عالي انجام دهي. پروژه بايد در حيطه اي باشد که با آن آشنايي داري.

      2) در مواردي سرمايه گذاري کن که مزيت رقابتي تو را توسعه دهد.

      3) به دنبال گسترش ظرفيت جهاني باش.

      4) هرجا رقابت کم بود از فرصت بدست آمده استفاده کن و هر بار که رقبا به سمت استفاده از مزيت رقابتي رفته بازار را رها کن.

     



[1] . Economies of scale

[2] . Product Differentiation

[3] . Cost Disadvantages

[4] . Access to Distribution Channels

[5] . Government Policy

  

لینک
شنبه ۱٤ مهر ،۱۳۸٦ - سعید اسلامی بیدگلی